۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

کفش پرانیهای ایرانیان و اعراب

این همه از فرهنگ ایرانی و والا بودن اون گفتیم ولی دست آخر از عربها درس و مشق گرفتیم و لنگه کفش زدن را از آنها آموختیم. البته نمیخواهم آقای خبرنگاری که با شجاعت جان خود را به خطر انداخته و به جورج بوش لنگه کفش پرت کرده بود را مذمت کنم و یا از ارزش کار کسی که علیرغم خطرات موجود به معاون وزارت ارشاد لنگه کفش پرت کرد کم کنم. این هردو با شجاعت اینکار را کردند یکی با پیروی از فرهنگ خودش و دیگری در اقدامی با معنا برای کسانی که با سوء استفاده از مسائل برادران عربمان سالوسانه سعی در لاپوشانی مسائل کشور خودمان میکنند. اما این کفش پرت کردن اعراب مرا ناخودآگاه یاد اسیران دربند ما میاندازد که آنها را در شهرهای عراق میگرداندند و مزدوران بعثی عزیزان مارا آماج لنگه کفشهای خود قرار میدادند. حالا هم یک بزدلی به شیخ شجاع اصلاحات کفش پرانی کرده به خیال اینکه دارد از اقدام شجاعانه خبرنگار بغدادی تبعیت میکند. نه برادر کار شما نه تنها شجاعت نیست که بلکه بزدلانه است. آقای کروبی اگر سپاه داشت و سلاح داشت شما جرئت اینکار را نمیکردی. حالا هم که مزد و جایزه ات محفوظ است. هر گردی گردو نیست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر