‏نمایش پست‌ها با برچسب persia. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب persia. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ آبان ۶, چهارشنبه

چه کسی شانتاژ میکند؟

یکی دو روز پیش با یکی از جوانان پرشور طرفدار فرضیه انقلاب نرم بقول بروبچه های فرند فید فرفر میکردیم ایشون حرف از شانتاژ و خطرات شانتاژ توسط سبزها کرد. من راستش یک کمی تامل کردم بعد به او گفتم که چطور ممکن است که دولت ایران با در دست داشتن ۵ کانال تلویزیونی و تقریبا تمامی روزنامه های قابل انتشار حرف از شانتاژ توسط برنامه چند ساعته بیبی سی و اینترنت و غیره بزند. راستش هر چه بیشتر فکر میکنم بیشتر به این نتیجه میرسم که در ایران امکان شانتاژ فقط و فقط توسط دولت وجود داره. یک زمانی بود صداوسیما معلوم نبود دست قطب زاده بود یا کسان دیگر و نصف بیشتر روزنامه های داخل دست راستی و چپی بودند و رئیس جمهور هم بنی صدر بود. اینقدر شانتاژ کرده بودند که همه فکر میکردند شهید بهشتی تو قصر زندگی میکنه و با هایزد ملاقات آنچنانی داشته و غیره و غیره. اونموقع شانتاژ معنی داشت ولی الآن که همه رسانه ها دست جناح حاکمه و از هر کاری برای تغییر واقعیت رویگردان نیستند. من یادمه یک کلیپی رو دیم از یک خبرنگار ایتالیایی زبان که یک سری نیروی انتظامی سوار بر موتور و انگار که به لشکر دشمن حمله کرده باشند به تظاهرات سکوت سبزها یکی دو روز بعد از انتخابات با باتون حمله کردند. لحظاتی بعد به دلیل شمار زیاد جمعیت خودشون گیر افتادند و با یورش و برگشت و فشار جمعیت از موتورهاشون افتادند. طبیعتا چند تا جوان هم که از حمله اونا عصبانی شده بودند شروع به ضرب و شتم نیروهای انتظامی کردند. بعد یک صحنه بسیار زیبائی رخ داد و چند نفر از سبزها یکی از افراد نیروی انتظامی را از وسط جمعیت نجات داده و او را بکناری برده و به او آب دادند. کلیپ مورد نظر رو اینجا میتونید ببینید.

لینک یوتیوب برای اونائی که کد امبد براشون کار نمیکنه:
http://www.youtube.com/watch?v=3qvfR44RG5A


حالا نکته مورد توجه اینجاست که رسانه ها و سایتهای دولتی صحنه ها و عکسهائی از این جریان را که موتور نیروی انتظامی در حال آتش گرفتن بود و یا نیروهای انتظامی در حال کتک خوردن بودن را برداشته و بدون توجه به مقدمه و موخره این واقعه در همه جا از این عکسها استفاده کردند. این را میگویند شانتاژ. حال من نمیدانم این دوستان ما چطوری فکر میکنند شانتاژ از سمت سبزها بوده و چگونه است که شانتاژ فقط از سمت سبزها ممکن است. شاید به خاطر اینکه دایره ای دور خود کشیده اند و اجازه رسوخ سوال و اندیشه ای غیر را به خود نمیدهند همانگونه که طرفداران رجوی چنان کردند و تا حدی از واقعیات فاصله گرفتند که آنگونه شدند که دیدیم. برای سبزها دایره ای وجود ندارد که چنین شوند. اصولا سبزها طیف بسیار گسترده ای هستند از من بسیجی گرفته تا اون عزیزانی که به خود جمهوری اسلامی هم اشکال میگیرند و نظرشان برای من غیر قابل قبول ولی قابل درک و احترام است. یعنی برای جمهوری اسلامی آبروئی گذاشته نشده است و من به تک تک ایشان حق میدم که اینگونه مشکوکانه به قضیه نگاه کنند. در هر حال ما از یک زاویه بسته به قضیه نگاه نمیکنیم. حاضریم خودمون رو هم زیر سوال ببریم و شک کنیم. اخبار را حتی از صدا و سیما دنبال میکنیم. کلیپ سانسور نمیکنیم. از کشته شدن همان یک بسیجی هم غمگین و سوگورایم و اغتشاش و شورش را محکوم میکنیم. من فکر کنم از طرف باقی سبزها هم بتونم بگم که ما همه ممردم خوبمون را حتی اونائی که با شور و حرارت اگرچه به اشتباه از جناح احمدی نژاد حمایت میکنند را دوست داریم وبرای خاطر همه مونه که میخواهیم آزادی اندیشه برقرار بشه. حالا میخواد آبروی نظاممون پهلوی آمریکا بره یا نرده مهم نیست. مهم عدالت و آزادی و پیروی مردم خوب و آزاده ماست.

۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

آیت الله امجد: يك سيلي بيجا كسي بخورد همه ما مسئول هستيم!

فرازهائی از سخنان آیت الله امجد در شب بیست و سوم ماه رمضان:

يك سيلي بيجا كسي بخورد همه ما مسئول هستيم .مخصوصاً طبقات علماي بزرگ كه من خاك پايشان هستم . من اگر ظلم مي كنم به من بگو .ستايشگري بيجا نكن .مديحه سرايي نه ،انتقاد / مشكل ما غم نان وبيم جان است مي ترسم اگر حرف بزنم من را بگيرند مي ترسم عمامه ام را بردارند / به خاطر دنيا انسان پا روي حقايق بگذارد؟تير به امام حسين (ع) بزند ؟سر امام حسين (ع) را از بدن جداكند؟ علي (ع) را بُكُشد ؟براي چه ؟براي دنيا !/ مكتب علي (ع) اين است ،دوستان علي (ع) به دنيا دلبستگي ندارند .كه اگر ميز را ازدستش گرفتي منكرخدابشود ، دين ومذهب را رها كند .اگر كه ميز پيدا كرد خدا را بنده نباشد .كجائيم ؟ / نقد، نه ايراد گيري .نقد مثل آيينه است .اين ستايگشري ومديحه سرايي هاي بيجا ،اين غرور وخودبزرگ بيني ،انسان را ازخدا دور مي كند / ماهمه برادريم ،بايد به هم كمك كنيم .ما دعا مي كنيم وانتظار داريم دعايمان مستجاب شود .آن امربه معروف ونهي از منكر نمي كنيم .فكر مي كنيم نهي از منكر فقط موي يك خانمي بيرون بود ،فقط اين منكراست / كجا داريم مي رويم ؟چه مي كنيم ؟مي گويند انتقاد كنيم نظام تضعيف مي شود ؟اتفاقاً با امر به معروف نظام تقويت مي شود. اختلال نظام عقلاً وشرعاً حرام است .حفظ نظام اوجب واجبات است .اگر امر به معروف نكنيم .اگر تذكر ندهيم اختلال پيش مي آيد .اين سيد ابوترابي با من خيلي رفيق بود .10 سال زير شكنجه وشلاق بعثي ها آخ نگفت .رفقاي ما هركدام 10 سال 8 سال توي زندان بودند .اين مردم داغ ديده هستند .الآن اين جانبازان شيميايي توي خانه چه مي كنند .اين همه شهيد ، اين همه جانباز .نظام را بايد حفظ كرد .ولي نه اينكه تذكر حرام است .تملق حرام است .نقد نهادينه بايد در جامعه باشد .هم بايد همديگر را نقد كنيم .چرا افكار ما جمع نمي شود .چرا نمي توانيم مشكلات جامعه را حل كنيم .اين همه اختلافات / بي غيرتي خيلي بد است .قديم اگر يك مردي به مردي مي گفت : بي غيرت مي مُرد .بدترين فحش بود.اگرزني به زني مي گفت :بي حيا آن زن مي مُرد / مگر نخوانده ايم خلخال از پاي زن يهودي باز كردند علي(ع) مي گويد :بايد مرد مسلمان بميرد از غصه .كجائيم ؟داريم كجا مي رويم ؟چه مي خواهيم بكنيم ؟چه مي خواهيم بشويم ؟خديا فرج امام زمان را برسان المستغاث بك يا صاحب الزمان.
ننگ عالم است من اسم علي (ع) را بياورم هيچ خصوصيتي از علي (ع) نداشته باشم.

واي برمسئولي كه در اتاقش را ببندد وبگويد مي خواهم نماز اول وقت بخوانم ومردم پشت درباشند.

مردم مسئولان مملكت نوكر شما هستند بايد وظايفشان را انجام بدهن.د

اياك نعبد واياك نستعين .برگرديم به اسلام .برگرديم به حقايق .اين حقايق دارد از دست ما مي رود.

تعقل تفكر دارد از دست مي رود .امام حسين (ع) علي اكبر (ع ) را فدا كرد كه ما انسان بشويم . نه اينكه فقط دولا و راست بشويم . الله اكبر به خاك بيفت وبگو من بنده هيچ كس نيستم .خودمان را گم كرديم.


كسي كه قائل عظمت براي خودش باشد ملعون است . هرآدم خودخواه ومغروري كه ادعاي سركشي كند اين ذليل مي شود. اين شب ها از خدا بخواهيم استعفاي مارا بپذيرد. مانمي خواهيم خداباشيم .مي خواهيم بنده باشيم .

۱۳۸۸ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

عبدالله عراقی ، فرمانده سپاه یا لات چاله میدون …

پدری است دارد برای یک روحانی درد دل می کند. جانبازی چهل درصد که بیش از ۲۸ سال در سپاه خدمت کرده است. گله دارد از مرگ فرزندش که گویا در یک درگیری شخصی کشته شده است. گله دارد از سپاه و عبدالله عراقی که از قاتل حمایت میکنند.

Linkعبدالله عراقی کنار آخوند حاضر اول بی تفاوت از سخنان مرد می گذرد ، اما کم کم که می بیند خطاب آن پدر ، خودش است ، جواب می دهد:

پدر: پسرم را کشته اند ، بعد هرچه می گویم کسی جواب نمی دهد. مدام تهدیدم می کنند و اراذل را سراغم می فرستند. امنیت جانی ندارم ، اگر کشته بشم ، مسولش آقای عراقیه . ۴۰ درصد جانبازم ، ۲۸ تو سپاه خدمت کردم اما اینها دارن از یه قاتل حمایت می کنن. درد من اینه ، چرا تو سپاه پاسداران از قاتل حمایت کنن ، و رسما به آدم توهین کنند. ایشان به من می گه غلط کردی پیگیری کردی ، هر غلطی دلت می خواد بکن …

سرتیپ عبدالله عراقی : تو برو شکایتت رو بکن … تو مجلسش هم باهات میایم ، برو شکایتت رو بکن. طرف اولاد پیغمبره ،

پدر:چی اولاد پیغمبره ، قاتله

سرتیپ عبدالله عراقی : مرد بودی رضایت می دادی .

پدر: چرا رضایت بدم بچه ام رو کشته

سرتیپ عبدالله عراقی : عزت خودت می رفت بالا

پدر: بچه خودت بود رضایت می دادی ؟ چه توقع بیخودی ؟ من برای خدا انقلاب کردم ، من حکم خدا رو اجرا کردم ، برای چی می گی رضایت بده

سرتیپ عبدالله عراقی : چی می گی

پدر: تو برای چی به من می گی اگر مرد بودی رضایت می دادی ؟ تو مرد نیستی !

سرتیپ عبدالله عراقی بلند می شود و پدر مستاصل را می زند.


یاد آوری میشود که سرتیپ عراقی فرمانده لشگر حضرت رسول (ص) یعنی در جایگاه شهید همت نشسته است. اما هیهات او که نماد اخلاق بود کجا و سرتیب عراقی کجا.

۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

سخنی دیگر با جوانانی که هنوز با احساسات پاک از اقدامات دولت ایران دفاع میکنند

در جواب یک دوست بلاگری که با ادبیات زیبایش و با احساسات از هر آنچه که در وطن عزیزمان گذشته در این چند صباح حمایت میکرد نوشتم:

خیلی قشنگ مینویسی و پر احساس هم هستی. اما گوئی که توانائی سوال از باورهای خود را نداری. همه چیز را حل شده فرض نموده ای و به ذهنت هیچ اجازه سوال نمیدهی الا از کسانی که فرضیاتت را به سوال ببرند. جوانی پرشور هستی. به عنوان برادر بزرگترت بسیجی شلمچه و مهران نصیحتت میکنم پس خواهشا به دل نگیر که از قلبی خالص بر میآید و امیدوارم که به قلبت بنشیند. مواظب باش که از احساساتت استفاده نکنند همانگونه که همیشه از احساسات جوانها استفاده شده است. یادت باشد که معصومین ۱۴ نفر بیش نبودند و نخواهند بود. یادت باشد که شیطان فقیه و مکلا و سبز و قرمز نمیشناسد. اینروزها روزهای سختی است. آنقدر بازار تهمت رونق دارد که این برادرت مجبور است با هزار لطایف با تو سخن بگوید به جای اینکه صریح و روراست. چرا که میدانم فیلتر سانسور از خودت قویتر از آنست که تا آخر سخن مرا بخوانی بدون اینکه مرا یا فریب خورده سبز بدانی و یا با مارک طلحه و زبیر ذهن خود را از اجازه اندیشیدن محروم کنی. این همان خطائی است که سازمان منافقین را به قهقرای کمپ اشرف برد. اشتباه نکن. شباهتها همیشه به صورت عکسی که از بنی صدر و میرحسین انداختی نیست. شباهتها عمیقتر از دست تکان دادنهاست. چه بسا فقیهی بالا مرتبه رجوی شود و با دانه های تسبیج دستور و فتوای تجاوز و قتل را بدهد. آنگاه است که برای او فتوای خفه کردن حقیقت هم به همان آب خوردن و بدون درنگ خواهد بود. من نمیگویم کی رای آورده و کی نیاورده و به چه کسی تجاوز شده و یا نشده. شما فقط به تلاشی که صداو سیما در عوض کردن حقایق کرده از عدم پیگیری قتل ندا و نسبت دادن آن به هر کس و ناکسی به جز پیگیری اصل ماجزا، تا برنامه ساختگی ترانه موسوی که خود حجه الاسلام شاهمرادی در نامه خود اذعان به ساختگی بودن برنامه ۲۰:۳۰ کرد و تا تمامی تلاشهای گسترده ای که به اسم اعترافات (من البته تعجب میکنم که شما چگونه آنها را راحت و بدون سوالی باور میفرمائید - همان فیلترهای سانسور از خود کارشان را خوب داردن میکنند) بر علیه انقلاب به اصطلاح مخملی انجام میشود. آیا تا به حال از خود این سوال را کرده ای که در یک نظام آزاد چگونه میتوان انقلاب مخملی راه انداخت؟ انقلاب مخملی یعنی چه؟ انقلاب مخملی یعنی پیروزی از طریق عوض کردن افکار عمومی و برنده شدن در انتخابات! اگر واقعا یک اتفاق چنینی در ایران ممکن بوده است؟ اگر بوده کیست که بگوید عمده مردم محکوما به عدم اشتباه! مگرولی فقیه چیزی جز رای مردم را میخواهد؟ مگر روشنگریهای دولت ما کافی نبوده که به زور سانسور و نظامی باید جلوی یک انقلاب مخملی را گرفت. آیا تا به حال از خود پرسیده ای که چگونه است که دولتی با این همه امکانات و صدا و سیما و ... از زیر سوال رفتن اینهمه واهمه دارد و دست به دستگیری هر کس میزند؟

میدانم که دم گرم من ممکن است در آهن سرد تو اثر نگذارد اما به عنوان یک بسیجی دلسوخته وظیفه خود میدانستم که حجت را تمام کنم. میدانم که روزی خواهی نشست و خواهی گفت عجب حرفهائی زد اون برادر بسیجی ما. امیدوارم که آنروز ایران ما آنقدر آزاد و رها و زیبا باشد که ما همگی به راحتی و دور از هر غوغائی با هم تبادل نظری سازنده و دوستانه بکنیم. البته اگر خدا عمر دهت.

۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه

ربوده شدن دختر بسيجي دلاور و انديشمند محترم آقاي جواد امام

حراميان دوباره دست به جنايتي ديگر زده و فرزند بسيجي دلاور و انديشمند محترم آقاي جواد امام را دستگير کرده اند تا با فشار به او وي را وادار به اعتراف کنند. عاطفه امام که چادرش را از سرش کشيده و به او هتاکي شده است نوزده سال بيشتر ندارد و پدرش به جرم نامعلومي مدتهاست که که در بند است.

همانطور که نويسنده وبلاگ نانوشته فرموده اند بازتاب دستگیری فرزند آقای امام باید آنقدر عمیق و بزرگ باشد که از تکرارش بترسند و عاطفه امام که تنها 19 سال دارد را آزاد کنند تا به آغوش خانواده اش بازگردد.

لطفا اين خبر را تا آنجا که ميشود منتشر کنيد.

نميدانم شايد آقاي جواد بايستي هر چه از او ميخواهند را بنويسد و اعتراف نمايند. مردم که ميدانند و فقط عده معدودي نادان اينگونه اعترافات را باور ميکنند. بگذاريم که کودتا چيان حرامي تصور پيروزي به ايشان توهم شود که بزودي خورشيد حقيقت چشم اين خفاشان را کور خواهد کرد.

۱۳۸۸ شهریور ۳, سه‌شنبه

آیت‌ا...جوادی آملی: تا مردم نخواهند و حضور نداشته باشند، نه نبوت، نه امامت، هیچ یک در خارج متحقق نمی‌شود.

نقش مردم در مقام اثبات و تحقق و اجرا، چه درباره اصل دین،‌چه درباره نبوت، چه درباره امامت بالاصل، و چه درباره نصب خاص، نقش کلیدی است؛ تا چه رسد به ولایت فقیه که نصب عام است. مردم اگر – معاذ الله – اصل دین را قبول نکردند، دین، نسیاً منسیا و فراموش شده می‌شود؛ اگر مردم نبوت را قبول نکردند، آن پیامبر مهجور می‌شود و اگر امامت امامی را قبول نکردند، آن امام مهجور می‌شود ولو آن که آن امام، همان حضرت علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) باشد. باید مقام ثبوت، ‌مروعیت، و حقانیت را از مقام اثبات، قدرت عینی و.. جدا کرد. اگر کشور بخواهد اداره شود، تا مردم نخواهند و حضور نداشته باشند، نه نبوت، نه امامت، نه نیابت خاص، نه نیابت عام، هیچ یک در خارج متحقق نمی‌شود. کشور با صرف رأی علمی اداره نمی‌شود و در مقام اجرا، کار کلیدی در دست مردم است. حکومت اسلامی نیز حکومت سلطه و تحمیل نیست؛ اگر جبر و سلطه باشد، می‌شود همان حکومت باطل اموی و مروانی که پس از مدتی هم از بین خواهد رفت. / ولایت فقیه، جانشین امام معصوم (علیه السلام) است که امامت آن امام معصوم (علیه‌السلام) جزء اصول مذهب است نه اصول دین، و متفکران اسلامی اگر ولایت فقیه را به عنوان یک مسأله کلامی مطرح کرده‌اند، بر اساس نیابت فقیه از امام معصوم (علیه‌السلام) است، نه این‌که خود ولایت فقیه، در حد توحید و نبوت و معاد، جزء اصول دین یا در حد امامت، جزء اصول مذهب باشد.

۱۳۸۸ مرداد ۲۲, پنجشنبه

نماز جمعه عاشقانه

در جواب وب نوشته يکي از هموطنان عزيز در در مورد حضور در نماز جمعه اين هفته اينگونه نوشتم:

اونهائي که با لباس بسيج به اين مردم زور ميگن بسيجي نيستند. اونا لباس ما بسيجيهاي جنگ که هميشه و همه وقت قلبمون با مردم خوب و مهربون ايران بوده و هست. ما به مردم حق ميدهيم که به خاطر خطاهاي سهمگين و مصيبتهاي وارد شده توسط حکومت به ما سرزنش آلود بنگرند و به خاطر آنچه بر دختران و پسران اين سرزمين مقدس رفته طبق فرمايش مولايمان علي از شرم و حيا داريم دق ميکنيم. اما اينرا بدانيد که ذره اي از عشق ما به اين مردم کم نشده و نخواهد شد. ما طالب اعطاي حق مردميم حتي وقتي که نظرمان بر خلاف خواسته هاي شما باشد. ما عاشقان عدالتيم نه تشنگان قدرت. ما با شمائيم و با حق و حقيقت.

نماز جمعه عاشقانه تان حتي با کفش و در حال آماده باش وقتي که در معرض گازهاي اشک آور قرار گرفته ايد بسيار خالصانه و زيباتر از اونهائيست که ولاالضالين رو خوب ميکشند اما به اصول اوليه انساني پايبندي ندارند.

آیت الله امجد: مكتب علی كناره‌گيري ازحكومت را بردروغ ترجيح مي‌دهد

مكتب حضرت امير (ع) كناره گيري از حكومت را بر دروغ گفتن براي رسيدن به حكومت ترجيح مي دهد. شايد مي شد يك دروغ را توجيه كرد اما ديگر از هدايت خبري نبود! حكومتي كه با دروغ برسركار بياد بايد با شمشير حفظ شود و جز اجبار و زور چيزي از آن عايد انسانها نمي شود! ... به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا. حالا اگر کسی با ما مخالفت کند نانش را می بریم . هی بگیم علی علی . آقا نه ما باید بگوییم معاویه معاویه یزید . علی کجاست؟ علی قاتلش را سفارش می کند من کسی باهام مخالفت کند نانش را می برم. نان دادن هنر است یا نان بریدن . در این کشور نه انتقاد است نق نق مردم هم زیاد است نق نق های مردم خطرناک است انتقاد نباشد برای کشور خطرناک است مردم فکر دارند شعور دارند نباید طوری بشود که در اتوبوس و این ور و آن ور نق بزنند انتقاد نکردن معاویه را می سازد و نق نق زدن ها علی را می کشد. نبايد موضوع تقوي را با وسواس! اشتباه كرد. وسواس نوعي بي تقوايي است. نبايد مسائل شرعي را به گونه اي مطرح كرد كه مردم به وسواس بيفتند. دين اسلام دين سمحه سهله است. اسلام دين تعبد است. اصول دين تعقلي است اما احكام تعبدي است! نبايد در اين موارد اينقدر سخت گرفت. انسان وسواسي اگر راست مي گويد بايد جلوي زبانش را بگيرد. تهمت مي زند، دروغ مي گويد، ... اما صد مرتبه خود را آب مي كشد! مردم آزاري نكن. تقوي يعني خدا داري! ... غالب مشكلات فردي و اجتماعي كه با آن دست به گريبان هستيم دقيقا و مسلما ناشي از ضعفهاي اخلاقي ما است و مشكلات و گرفتاريهاي و بن بستهاي جهاني نيز درست از فقراخلاقي جامعه ها و مخصوصا سران بسياري از كشورهاي جهان سرچشمه ميگيرد. آري اخلاق سرمايه اصلي اقوام و ملت ها است اخلاق كليد حل مشكلات مهم اجتماعي است . اخلاق خمير مايه تمدن و ستون فقرات يك زندگي اجتماعي سالم است و اخلاق بهترين وسيله انسان در سير الهي است. بهمين دليل تا مسائل اخلاقي در جوامع انساني حل نشود، هيچ مسئله اي حل نخواهد شد. و باز به همين دليل تهذيب نفوس و تزكيه قلوب و تكميل مكارم اخلاق به عنوان يكي از اهداف اصلي بعثت پيامبر اسلام در كتاب آسماني قرآن و روايت اسلامي بيان شده است پيشوايان اسلام و بزرگان دين قسمت عمده عمر پربركت خود را براي اين منظور صرف كرده اند.
تعريف و تمجيدهاي ديگران حتي تعريف امام معصوم نيز مشكلي از ما را حل نمي كند. مگر اينكه امام معصوم دعا كند كه عاقبت به خير شويم يا خبر دهد كه عاقبت به خير هستيم. مهم عاقبت به خير شدن است. به قول حضرت آيت الله بهجت: شيطان تا آخرين لحظه با انسان كار دارد. ايشان به همين علت اجازه ندادند تا موقعي كه در قيد حيات هستند برايشان كنگره بزرگداشت گرفته شود. شيطان قسم خورده است كه همه ما را گمراه كند. هركسي را به طريقي گمراه مي كند. از طريق منبر، از طريق مداحي، از طريق عبادت، از طريق نمازشب، ... علامتش اين است كه ما پيش خودمان مغرور مي شويم! و عاقبت به شري مربوط به غرور است و هركس پيش خدا شكسته نفسي كند عاقبت به خير است. با كمي تمرين مي توان به اين باور رسيد كه ديگران بهتر از ما هستند و ما بدتر از ديگران!

حساب دستگاه الهي با حسابهايي كه ما داريم متفاوت است. آيا ارزش آن دختر جوان مسيحي كه به دورافتاده ترين نقاط آفريقا مي رود و مردم را به نام حضرت مسيح(ع) به بهداشت دعوت مي كند و مردم را به دين علاقمند مي كند با من كه هر روز زيارت عاشورا و نماز شب هم مي خوانم، ولي به احدي رحم و مروت ندارم يكسان است؟! آنچه مسلم است اين است كه بايد درون اصلاح شود. اگر هدف اصلاح درون باشد، خداوند وسايل هدايت را فراهم مي كند. اينجانب اعتقاد داشتم حتي اين ماركسيست هايي كه در دوران انقلاب در تظاهرات شركت مي كنند اگر كشته شوند بعید نيست شهيد باشند. به هر حال رحمت خدا بر غضب او سبقت دارد. ما از اين جهت خيلي اميدوار هستيم كه مخالف خدا نيستيم و خدا هم ارحم الراحمين است. هر چيزي به جاي خودش! ... جوان بايد از گناهان گذشته خود استغفار كند و ديگر گناه نكند و پيرمرد هم بايد به لطف و رحمت بي منتهاي خدا اميدوار باشد! ... چيزهايي هست كه باعث عاقبت به خيري مي شود به عنوان نمونه خدمت به بندگان خدا باعث عاقبت به خيري مي شود. چيزهايي هم باعث عاقبت به شري مي شود. ... تشخيص اينكه در كجا چه بايد كرد ظرافتهاي خاصي دارد. هيچ كس نبايد به خودش مغرور شود. انسان بايد همه را بهشتي بداند و خود را جهنمي و سعي كند تا خود را از جهنم نجات دهد و بعد هم به دنبال نجات مردم باشد!

· پرهيز به معني كناره گيري يا انزوا نيست. پرهيز در متن اجتماع و در حين انجام عمل اتفاق مي افتد. بايد وارد اجتماع شد اما دروغ نگفت! بايد از اين آتش ترسيد و مال يتيم را نخورد! اتقو يوما، اتقوا ... يعني پروا كنيد نه اينكه انزوا كنيد. اسلام دين اجتماعي است. وظيفه انسان اين است كه خودش را بسازد و وارد جامعه شود ... وظايف افراد هم با هم فرق مي كند. يكي ممكن است ذخيره باشد. در تاريكي نشسته اما روشنايي را مي بيند. منتظر انجام وظيفه است. در موقع خودش وارد مي شود و وظيفه اش را انجام مي دهد! معمولا هم نقطه عطفي را به وجود مي آورد! با يك حركت يك مملكت را نجات مي دهد. هر كس حد خودش را نگهدارد بهترين خدمت را به جامعه كرده است. براي ما ورود به جامعه و تحمل سختي ها و شنيدن ناسزاها و ... باعث خودسازي مي شود. تقوي يعني حضور در صحنه و پروا از خداوند! ... شناخت حد خود نيز بسيار مهم است. نبايد در موقعيتي وارد شد كه از طاقت و توان خارج است. انقلاب ما انقلاب عظيم و تجربه خوبي بود اما متاسفانه خودسازي كم بود. افرادي ممكن است گاهي با دست بوسي سوار شوند! ما به امثال مدرس نياز داريم. خدا رحمت كند او را

شهوت فقط جنسي نيست! دستبوسي هم شهوت است! رياست هم شهوت است! دلش مي خواهد رساله بنويسد، شهوت نوشتن دارد! شهوت حرف زدن دارد!