


پدرم
از فضل تو مرا چه حاصل
که فضل تو را ذوا لقدرها
غصب کرده اند
و احمدی نژاد پزش را میدهد
شهادتت را تبریک گفتند
و یتیم شدن مرا
به هیچ گرفته اند.
پدرم
راستی میدانی که بزرگراه داری
و برادرم را
با ضرب و شتم ادب کردند
که در تنگراههای فکری تحجر
بخزد و هوس سرعت نکند
میگویند همت مرد بزرگی بود
و من از او فضلی به ارث نبرده ام
و چون سردار فضلی
خاموش نبوده ام.
آرمان این روز آن است که رنگهای گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشتهای گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند.
در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور میکردم و میدیدم که آن چهرهها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.
...
این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سالها دو گروه در جبهههای جنگ حاضر میشدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه میرفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمیشدند؛ میرفتند تا از فضای نورانی آنجا بهرهمند شوند.
شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکردهاند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمیکردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست میآوردند باور نداشتند که دارند از خودگذشتگی میکنند. آنها سالهای جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزهشان شروع شد؛ مبارزهای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمیتوانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.
چه حیف و صد حیف که در مقابل این معلم عشق و ادب کسی بر مسند ریاست جمهوری تکیه زده که نه از عشق بهره برده و نه از ادب و دعای فرج آقا را بازیچه ای کرده که با سخنان بی حکمتش به حرمت آن دعای مقدس توهین نماید.
واي برمسئولي كه در اتاقش را ببندد وبگويد مي خواهم نماز اول وقت بخوانم ومردم پشت درباشند.
مردم مسئولان مملكت نوكر شما هستند بايد وظايفشان را انجام بدهن.د
اياك نعبد واياك نستعين .برگرديم به اسلام .برگرديم به حقايق .اين حقايق دارد از دست ما مي رود.تعقل تفكر دارد از دست مي رود .امام حسين (ع) علي اكبر (ع ) را فدا كرد كه ما انسان بشويم .
كسي كه قائل عظمت براي خودش باشد ملعون است .
عبدالله عراقی کنار آخوند حاضر اول بی تفاوت از سخنان مرد می گذرد ، اما کم کم که می بیند خطاب آن پدر ، خودش است ، جواب می دهد:
پدر: پسرم را کشته اند ، بعد هرچه می گویم کسی جواب نمی دهد. مدام تهدیدم می کنند و اراذل را سراغم می فرستند. امنیت جانی ندارم ، اگر کشته بشم ، مسولش آقای عراقیه . ۴۰ درصد جانبازم ، ۲۸ تو سپاه خدمت کردم اما اینها دارن از یه قاتل حمایت می کنن. درد من اینه ، چرا تو سپاه پاسداران از قاتل حمایت کنن ، و رسما به آدم توهین کنند. ایشان به من می گه غلط کردی پیگیری کردی ، هر غلطی دلت می خواد بکن …
سرتیپ عبدالله عراقی : تو برو شکایتت رو بکن … تو مجلسش هم باهات میایم ، برو شکایتت رو بکن. طرف اولاد پیغمبره ،
پدر:چی اولاد پیغمبره ، قاتله
سرتیپ عبدالله عراقی : مرد بودی رضایت می دادی .
پدر: چرا رضایت بدم بچه ام رو کشته
سرتیپ عبدالله عراقی : عزت خودت می رفت بالا
پدر: بچه خودت بود رضایت می دادی ؟ چه توقع بیخودی ؟ من برای خدا انقلاب کردم ، من حکم خدا رو اجرا کردم ، برای چی می گی رضایت بده
سرتیپ عبدالله عراقی : چی می گی
پدر: تو برای چی به من می گی اگر مرد بودی رضایت می دادی ؟ تو مرد نیستی !
سرتیپ عبدالله عراقی بلند می شود و پدر مستاصل را می زند.
ایشان همچنین در بخشی از این سخنرانی، به طور قاطع از مهندس موسوی دفاع میکند، سابقه مذهبی او را یادآور میشود و از بینش سیاسی او تعریف میکند. آیتالله صانعی همچنین در این سخنرانی با تاکید بر اینکه در اسلام هیچکس حق ندارد مجرمی را عذاب مضاعف کند، همچنین خاطرنشان میکند که حتی کسی که حد بر او واجب است، اگر بیمار باشد، نمیتوان بر او حد جاری کرد.
این مرجع همچنین به سخنانی از امام علی (ع) اشاره میکند که بر اساس آن، در هنگام تجرید و حبس و تهدید و تخویف اقرار معتبر نیست. ایشان شرح دادند که تجرید یعنی قطع ارتباط با دنیای خارج، و این یعنی اقرار کسی که نه روزنامه دارد، نه رادیو دارد و نه ملاقات دارد، به فرموده امیرالمؤمنین که دم از او میزنیم، چنین اقراری محترم نیست.مشاهده فیلم این سخنرانی در سایت یوتیوب:
قسمت اول: http://www.youtube.com/watch?v=4mrDv_MjwM8
قسمت دوم: http://www.youtube.com/watch?v=w7YXm8aBso4
قسمت سوم: http://www.youtube.com/watch?v=WpWra0XundY
قسمت چهارم: http://www.youtube.com/watch?v=yOVZ1i3b6Wo
قسمت پنجم: http://www.youtube.com/watch?v=5pjeDzUa4BE
دریافت نسخههای بلوتوث این سخنرانی مهم:
(روی این لینکها کلیک راست کنید و گزینه save target as را انتخاب کنید:)
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
آیت الله صانعی در بخشی از سخنانش که در این فیلم دیده میشود، گفت: حبس به کنار، تهدید و تخویف به کنار، اینکه مثلا لباس را در بیاورند که تهدید و تخویف است، تجرید یعنی قطع ارتباط و تخلیه اطلاعاتی او از دنیای خارج، و اینکه تمام روحیهاش یک دفعه عوض بشود. خب این خیلی کار خوبی است! پس همه روحیهها را اینطور میشود عوض کرد. ما دیگر احتیاجی به تبلیغ نداریم، احتیاجی به هدایت نداریم!
ایشان سپس با هشدار نسبت به چند خطر، از امامزدایی و اعمال ناروا به نام قانون اساسی و به نام اسلام و امام به عنوان یک خطر یاد کرد و گفت: میگویند یک کسی گفته که رفتیم فلانجا و آنجا کتابهای ناجور بود که آنها را آوردیم! اولا تو حق نداری کتابهای جور و ناجور را تشخیص بدهی. به تو چه ارتباطی دارد؟ به قدرتت نناز! ما اینقدر از این قدرتها دیدهایم که ذلیل شدند، گریه میکردند. بعد آقازاده شهید بهشتی فرمودند بابا اینها کتابهای پدرم بود که آوردهام و گذاشتهام آنجا. حالا شده کتب ضاله (با تلفظ حرف ضاد از ته حلق!) به تو چه که جمع کنی؟ مگه تو را فرستادهاند که کتب ضاله را جمع کنی؟
این مرجع تقلید سپس گفت: دعوا بر سر لحاف ملانصرالدین شده. اینهمه کشته شدند و به خاک و خون آغشته شدند، آن یکی میگوید من نبودم من نبودم رفیقم بود!
آیتالله صانعی همچنین گفت: امام فرمود میزان رای ملت است. من به یک کسی از مسئولین که واسطه بود، از یک جایی آمده بود و خودش رده دوم و سوم بود، گفتم آقا ابطال کنید انتخابات را، آسمان که به زمین نمیآید، گرهی را که میشود با دست باز کرد خیلی راحت، ابطال کنید، دوباره انتخابات را شروع کنید با یک شرایط خاصی. او گفت که نه، تقلب نبوده. گفتم آقا! تقلب نبوده که یک کسی گفت هفتاد تا دلیل میآورم که توی حوض آب نیست. آن یکی گفت من یک دلیل میآورم که هست. بغلش کرد و پرتش کرد توی حوض! گفت حالا آب هست یا نیست؟
ایشان سپس ادامه داد: آن وقت حالا کار را به جایی رساندهاند که دیگر ابطال انتخابات هم نتیجه به حال آن افراد نخواهد داد. هرچقدر فشار بیشتر شود، آگاهی زیادتر میشود، تنفر بیشتر میشود و من نمیدانم چه عاملی سبب این کار شده. اصلا ماندهام! فکر میکنم که چه شده؟
این مرجع تقلید همچنین با اشاره به برخی محافل که در آنها بعد از ذکر نام امام خمینی به جای سه بار (طبق سنت دهه اول انقلاب) یک صلوات میفرستند تا امام را خرد کنند، تصریح کرد: این برای آنهایی که میخواهند امام را خرد کنند تا خودشان مهم شوند، از صد تا فشنگی که در خیابانها به قلب مردم بزنند، بدتر است. در خانهها و مغازهها و مساجدتان عکس امام را بگذارید. این صلواتها با خون شهید بهشتیها و مطهریها و صدها هزار شهید آمده است.
ایشان با بیان اینکه وقتی سفره گسترده شد همه انقلابی میشوند، گفت: آن زمانها که مردم روحانیت را اداره میکردند، خواستند امام را بگیرند. ما هفت هشت نفر جوانی بودیم که در بیرونی منزل امام خوابیده بودیم تا اگر آمدند نگذاریم امام را بگیرند. یک شب امام آمدند و گفتند: شما اینجا چه کار میکنید؟ گفتیم: آمدیم از جان شما نگهداری کنیم. امام یک لبخندی زد، ولی تخطئه نکرد. بنای امام، تخطئه نبود. شما ببینید، امام تمام آنها که در این انقلاب و نهضت زحمت کشیده بودند، از بعضیهایشان هم ناراحت بود، اما در عین حال نگهشان میداشت، نمیگذاشت له شوند. من اسم نمیخواهم یکی یکی ببرم.
آیتالله یوسف صانعی سپس با ذکر خاطرهای درباره رفتار امام با خود ایشان و برادرشان، تاکید کردند: حکومت اسلامی حداقل باید با آنهایی که زحمت کشیدند خوب رفتار کند. این کلاس اول سیاست است. منتها چه کنیم که خدا عقلشان را گرفته است. الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء! کلاس اول سیاست این است که اقلا اطرافیانتان را نگه دارید. اینهایی را که سی سال است در نظام زحمت کشیدهاند، نگه دارید. گرهی را که میشود با دست باز کنید، با دندان باز نکنید.
این مرجع تقلید در بخشهای دیگر سخنانش به شدت از وابسته شدن به رسانههای دروغپرداز پرهیز داد و به طور تلویحی از نشان دادن متهم در صداوسیما انتقاد کرد و گفت: توجه به رسانه های دروغگو خلاف قرآن است.
ایشان در ادامه سخنانش ضمن هشدار دادن نسبت به گسترش تنفر در مردم، همچنین از وطنفروشی و ترس حکومتهای مستبد، تا جایی که حتی از آمدن مردم سر قبر مردهها در گورستان و فاتحه خواندن برای مردهها نیز میترسند، سخن گفت و افزود: در رژیم سابق از مردهها هم به نفع خودشان استفاده میکردند، کوپن میآوردند و شناسنامه مردهها را میگرفتند که رای بدهند، ولی این را ندیده بودیم که از مردهها هم بترسند!
ایشان همچنین از روحانیون و اصحاب قلم خواست که آگاهی بدهند و حقوق مردم را تذکر بدهند، و همچنین از مخاطبان خود خواست که هرکجا به نام هدفشان است، حضور پیدا کنند. این مرجع تقلید صاحب فتوا، تصریح کرد: هرجا حرکتی به نفع هدفتان است، بروید و شرکت کنید.
این مرجع تقلید در ادامه سخنرانیاش نیز سخنان انتقادی مهمی را علیه دولت و فضای سرکوب حاکم بر کشور بیان کرد و ضمن بازی دانستن بعضی عزل و نصبها در دولت، گفت: لااقل به خاطر ماه رمضان قرارها را تبدیل کنند. میشود همه زندانیان را آزاد کنند، بگویید ماه رحمت خداوند است، بروید و حداقل بعد از ماه رمضان آنها را بیاورید. بگذارند حداقل اینهایی که فرزندشان کشته شده، در ماه رمضان سر قبر فرزندشان بروند.
ایشان همچنین به کشته شدن جوانان کشور با لحنی کمنظیر اعتراض کرد و مطرح شدن موضوع شیوع مرض مسری در زندانها را بازی دانست.
چه زیبا فرموده حضرت آیت الله امجد:
دوره گردی ، حمالی و لبو فروشی از پستی میزو قدرتی که تو را بی دین کند بهتر است قدرت نباید بر ما سوار شود.
اسلام هیچگاه اجازه نداده تا منکری را به خاطر معروفی انجام دهیم یا منکری را برای ترک منکر دیگر انجام دهیم این مسئله غلط اندر غلط است دوره گردی ، حمالی و لبو فروشی از پستی میزو قدرتی که تو را بی دین کند بهتر است قدرت نباید بر ما سوار شود.